باز باران بی ترانه
باز باران با تمام بی کسی های شبانه
میخورد بر مرد تنها میچکد بر فرش خانه
باز می آید صدای چک چک غم،باز ماتم
بی تبسم ، بی تکلم
زندگی اندر غم و اندوه و ناله
گاه عشق و گاه نفرت
گاه امید گاه حسرت
کاش می شد زندگی کرد عاشقانه ، دوستی کرد صادقانه
خوبی کرد بی بهانه ، بی توقع از زمانه .....................
نظرات شما عزیزان:

استاد ما هر روز منتظر مطالب جدیدی تو وبلاگتان هستیم اما متاسفانه شما با فاصله مطالب جدید در وبلاگ می گذارید اگه ممکنه در این زمینه تجدید نظر فرمائید با تشکر
برچسبها: